السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

119

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

107 - ( 11 ) قاسم بن سلام با سندهاى پيوسته روايت مىكند كه : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از منابذه و ملامسه و بيع‌الحصاة نهى كرد . دربارهء هر يك از اين‌ها دو نظر وجود دارد : دربارهء منابذه گفته مىشود كه آن به اين صورت است كه شخصى به ديگرى مىگويد : لباس يا كالاى ديگرى را به سوى من بينداز يا من به سوى تو مىاندازم و معامله به فلان مبلغ تمام مىشود . و نيز گفته مىشود كه آن به اين صورت است كه شخصى به ديگرى مىگويد : هنگامى كه سنگريزه را انداختم ، به تحقيق معامله لازم مىشود و اين معنا با بيع حصاه سازگار است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن نهى كرد . ملامسه به اين صورت است كه مىگويى : وقتى لباسم را لمس كردم يا لباست را لمس كردى ، معامله در برابر فلان مبلغ لازم مىشود و گفته مىشود كه آن به اين صورت است كه بدون نگاه كردن از روى لباس چيزى را لمس مىكند و معامله بر همان واقع مىشود و اين معاملات در زمان جاهليت متداول بود ، سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از آن‌ها جلوگيرى كرد ؛ چون همهء آن‌ها فريب دهنده است . » 108 - ( 12 ) غياث بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام روايت مىكند كه : « على عليه السلام فروش برگهء حواله « 1 » ( كالابرگ ) را ناپسند مىشمرد تا اين‌كه وصول شود . » 109 - ( 13 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه : « امام صادق عليه السلام فروش كالابرگ را به فلان مبلغ درهم ناپسند مىشمرد . » 110 - ( 14 ) در همان كتاب روايت مىشود كه : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از بيع ملامسه و منابذه و انداختن سنگريزه نهى كرد . در معناى ملامسه اختلاف است ؛ گروهى مىگويند : آن معاملهء پارچه و لباس پيچيده شده است كه بدون بازكردن آن و مشاهدهء داخلش با دست لمس و معامله مىشود . برخى ديگر مىگويند : آن به اين صورت است كه فروشنده مىگويد : اين لباس را به تو مىفروشم به اين شرط كه لمس كردن آن به جاى مشاهدهء آن باشد و اختيار بر هم زدن آن را نداشته باشى . گروه سوم مىگويند : آن به اين صورت است كه فروشنده مىگويد : وقتى لباسم را لمس كردم ، معاملهء ميان من و تو لازم مىشود . دستهء چهارم مىگويند : آن لمس كردن كالا از روى مانع است . همهء اين معنا به يكديگر نزديك است و معامله به هر يك از اين صورت‌ها باطل است . در معناى منابذه نيز اختلاف است ؛ گروهى مىگويند : آن به اين صورت است كه شخصى به سوى ديگرى لباسى را پرتاب مىكند و شخص دوم بدون نگاه و زير و رو كردن آن ، لباس ديگرى به سوى وى پرتاب مىكند و مىگويد : اين در مقابل آن . برخى مىگويند : آن به اين صورت است كه شخصى لباس پيچيده‌شده‌اى را در دست ديگرى مىبيند و مىگويد : اين را به فلان مبلغ از تو خريدم ، وقتى به سوى من پرتاب كردى معامله ميان ما تمام مىشود و كسى اختيار بر هم زدن آن را ندارد . گروه سوم مىگويند : منابذه و سنگريزه انداختن به يك معنى است و آن معامله‌اى است در زمان جاهليت كه بدون سخن گفتن و تنها با پرتاب سنگريزه از سوى فروشنده و خريدار ، معامله انجام مىگرفت و همهء اين گونه معامله‌ها باطل است . »

--> ( 1 ) . حاكمان ، نوشته‌هايى دربارهء ارزاق مردم به آنان مىدادند و آنان با ارائهء آن‌ها جنس مورد نظر را تحويل مىگرفتند .